25 رای یکی از نجات یافتگان زندان کهریزک در مصاحبه با روز : در کهریزک آب را می لیسیدیم

ماجد، الف، یکی از دستگیر شدگان روز 18 تیر است. این دانشجوی بیست و چند ساله، پس از آزادی ازبازداشتگاه کهریزک در گفت و گو با روز از شرایط مخوفی گفته که بر این زندان حاکم است.

کی و در کجا بازداشت شدید؟
تقاطع اسکندری شمالی و خیابان انقلاب. دقیقا روبروی ایستگاه اتوبوس بی آرتی ایستگاه قریب. ساعت 6. 30.

چگونه بازداشت شدید؟
به همراه یکی ازدوستانم به درحال حرکت به سمت انقلاب و ازآنجا کوی دانشگاه بودیم. سرو صداهاورفت وآمد بسیار زیاد بود و مامی خواستیم زودتر به محل مورد نظر برسیم. ما می دیدیم که یگان های ویژه به سمت مردم یورش می آورند، برای اینکه با آنها روبرو نشویم از کوچه های فرعی عبورمی کردیم. درآنجا هم لباس شخصی ها و نیروهای بسیجی بودند واز همه خطرناکتر. بنابراین تصمیم گرفتیم به خیابان انقلاب برگردیم. در تقاطع اسکندری درگیری شدیدی بود. ما هم به مردم پیوستیم وحدود یک ساعت برای عبور از سد ماموران وپیوستن به موج سبزتلاش کردیم.

 

آیا شعار می دادید؛ یا سنگ پرتاب می کردید؟

بله. همه همین کاررا می کردند. در برابر چماق و گلوله چکار می توانستیم بکنیم؟ اصلا کسی برای غیر از این کار درآن محل نبود. دختران از خیابان های فرعی سنگ می آوردند وبه عنوان گروههای پشتیبانی عمل می کردند. خانواده های مستقر درمحل هم شربت و آب درست می کردند و به معترضان می دادند.

 

شما را شناسایی کردند؟

نه. من دریک حمله ناگهانی وغافلگیرانه به دام افتادم. درحالی که با نیروهای گارد ویژه درحال ستیز بودیم، ازخیابان اسکندری جنوبی موتور سواران لباس شخصی به سرعت وارد خیابان انقلاب شدند ومسیر ما را از پشت مسدود کردند و مارا گرفتند. هیچ فرصتی هم برای اطلاع رسانی دیگران به ما نبود.

 

چند نفر بازداشت شدند؟

بین ما، وقتی گاز اشک اور را زدند نزدیک به 10 یا 12 نفر را بازداشت کردند. وقتی گاز خوردیم هیچ کاری نتوانستیم انجام دهیم. ترکیبات گازی که ماموران به مردم می زنند بسیار متفاوت تر از گازاشک آور است به دلیل اینکه این نوع گاز به محض اصابت و استشمام باعث بی حالی و کدری دربدن می شود. وقتی این نوع گاز که حاوی سی او اس است به بدن وارد شود قدرت کاری و تصمیم گیری از بین می رود و به راحتی به دام خواهی افتاد.

 

پس از بازداشت درمحل انقلاب چه اتفاقی افتاد؟

درهمانجا و حین دستگیری مارا به شدت کتک زدند. یعنی درحالی که نمی توانستیم حرکت چندان زیادی را انجام دهیم(به دلیل گازگرفتگی) ناگهان 6، 7 نفر ریختند روی سرما و شروع کردند به ضرب وشتم. با با توم های الکتریکی ومشت ولگد؛ قدرت هیچ نوع دفاعی را نداشتیم.

 

دوستتان هم بازداشت شد؟

خیر. او هنگام قیچی مردم توسط نیروها برگشته بود تا به مجروحینی که گازخورده اند کمک کند.

 

بنابراین شما را به بازداشتگاه بردند.

بله. به ستادفرماندهی نیروی انتظامی درکارگرجنوبی.

 

آنجا چندنفر بودید؟

خیلی زیاد. قریب به  50نفر.

 

در آنجا هم شما را کتک زدند؟

نه.

 

تاچه زمانی شما را در آن جا نگه داشتند؟

تا نیمه های شب. فکرمی کنم ساعت 4 صبح بود که برای انتقال به جایی که بعدا فهمیدیم کهریزک است، ما راحرکت دادند.

 

همه را به کهریزک بردند؟

بله. با یک یا دو اتوبوس. دست و پاهایمان را زنجیر زدند، چشم هایمان را بستند وسوار اتوبوس کردند.

 

از اوضاع کهریزک بگویید.

وقتی رسیدیم اول از همه همگی مارا کتک مفصلی زدند. دوباره ساعت 6صبح بود که 13 الی 14 نفر ریختند سر ما و با فحاشی های بسیار رکیک ما را به باد کتک گرفتند. همه رابا باتوم های شوک آور زدند. بعد لختمان کردند و به رویمان آب پاشیدند و با کابل وزنجیر به ما یورش آوردند. آن موقع اغلب ما به دلیل بی خوابی و دردهای بدنی عملا بی جان شده بودیم و رمقی برایمان نمانده بود. با این برخوردها درمحوطه کهریزک توان بلند شدن هم نداشتیم.

 

به چه دلیل کتک زدند؟

بی دلیل. فحش می دادند ومی گفتند منافق، آشغال و هزاران فحش دیگر که گفتنی نیست.

 

شکل و شمایل آـنها چگونه بود؟

بسیار عادی. دقیقا شکل مردم عادی لباس می پوشیدند. حتی برخی شلوار لی به تن داشتند. برخی ریش وسبیل داشتند و بعضی هم نداشتند. یعنی اصلا تصویر خاصی نداشتند. ولی ازنگاه های غضب آلود و برخوردهای خشن شان معلوم بود که یا حسابی پول می گیرند و یا اینکه شستشوی مغزی شده اند و یا هردوی اینها.

 

وضعیت محل اسکان چگونه بود؟

افتضاح. سوله هایی ساخته بودند که بوی رطوبت درآن بیش از هرچیزی آزار می داد. دراین سوله ها تعداد زیادی کانتینر هست که برای نگهداری 5نفر ساخته شده. ولی همه مارا ریختند در این کانتینر های 5 نفره. حداقل 20 نفر در هر کانتینر. آنجاامکانات بهداشتی درحد صفر است. بازداشتگاه وسط بیابان است و داخل اآنها خیلی گرم می شود. هوای مناسب برای استشمام وجودندارد و خیلی ها مریض شدند.

 

برای دستشویی چه می کردید؟

همه 20 نفر را یک جا دستبند وپابند می زدند و به جلوی توالت ها می بردند. بعضی وقت ها هم از بیرون بردن خبری نبود برای همین در داخل کانتینرها، بوی تعفن همه چا پیچیده بود.

 

وضعیت غذا چطور بود؟

نزدیک 48ساعت چیزی به ما ندادند. بعد از آن فقط نان دادند. نان لواش بیات چند روز مانده. از همه سخت تر این بود که آب نداشتیم. آب را اززیر در می ریختند روی کف کانتینر تا لیس بزنیم. ما هم قسمتی را آماده کردیم تا آب در آنجا جمع بشود. جایی که کمتر جای پا روی آن وجود داشت. اما فهمان جا هم روز بعد آلوده تر شد و موقع کتک زدن بعدی، به کثافت کشیده شد.

 

یعنی در این مدت  فقط نان خوردید؟

نه. گاهی اوقات به اصطلاح شیر هم می دادند که درآن کلی آب ریخته بودند. گاهی وقت ها هم سیب زمینی می دادند.

 

از شما چه می خواستند؟

هیچ. فقط کتک می زدند. هر روز چند نوبت. خیلی اوقات شب ها هم می آمدند و می زدند.

 

بقیه مدت روز چه می کردید؟

هیچی. از این صبح تا صبح بعد در این به اصطلاح سلول های کثیف بودیم. جا انقدر تنگ بود که تکان نمی توانستیم بخوریم، آن هم در حالیکه همه خونین ومالین بودیم. برای خواب هم نه پتو وجودداشت ونه بالش. زندانیان روی پاهای یکدیگر می خوابیدند.

 

 

درطول روز چندبار برای گردش و هواخوری بیرون می رفتید؟

گفتم که اصلا بیرون نمی بردند. محوطه آنجا خیلی کوچک بود وتعداد زیاد. فقط یک سوراخ، به اندازه یک وجب بالای سقف بلند بازداشتگاه محل نگهداری ما وجود داشت که فقط از نور آن متوجه زمان می شدیم.

 

شکنجه دیگری هم بود؟

بله؛ بسیاری را برای ساعات طولانی آویزان کرده بودند. خیلی ها را فقط کتک می زدند واین بهترین قسمت بود. عده ای را درانفرادی ها نگه می داشتند. دست وپای خیلی ها را درقیر داغ می سوزاندند. دندان خیلی ها در این مدت شکسته شد. بیشتر کسانی که به کهریزک رفته اند دندان سالم ندارند. کم سن وسال ها را برای اعدام به پای چوبه دارمی بردند، طناب را دور گردن آنها می انداختند ودوباره پائین می آوردند. بچه ها می مردند و زنده می شدند اما آنها در همان حال هم کتک می زدند وفحش های ناموسی بسیار زشتی می دادند. زندانیانی که قوی تر بودند از همان اندک غذا هم محروم بودندو بیشتر وقت در کانتینر می ماندند آن هم در حالیکه موش های زیادی را درسوله ها رها کرده بودند و…

 

و چی؟ آیا تجاوز هم در کاربود؟

متاسفانه بدترین قسمت شکنجه ها همین بود. کسانی راکه آرام تر و جوان تر بودند مورد تجاوز قرار می دادند. ما مرتب فریادهای این بچه ها را می شنیدیم.

 

شما به چشم خودتان دیدید؟

بله. 3 نفر از هم سلولی های من برایشان پیش آمد. هرسه زیر 22 سال داشتند. اینها را روزی یک بار می بردند. البته پس از آن آمپول هایی به آنهاتزریق می کردند که استراحت کنند!

 

آیا از آنها خبری دارید؟

بله. آزاد شدند.

 

کسی کشته شد؟

ازمیان افراد اتاق ما نه. اما در اتاق های دیگر چرا. خیلی از این هایی که خبر فوت شان را به تازگی اعلام می کنند، مدت ها قبل جان شان را از دست داده بودند. یعنی بین کشته شدن واعلام فوت آنها به خانواده ها چندروز طول می کشد.

 

چرا؟

برای اینکه از فاصله بازداشت آنها بگذرد و بگویند که مثلا فلانی بازداشت بوده وزیر شکنجه نمرده است. در حالیکه شکنجه ها به حدی بود که بسیاری از کشته شدگان همان روزهای اول کشته شدند.

 

هنگام آزادی به شما چه گفتند؟

چیزی نگفتند. از ما تعهد گرفتند. بعد عکس گرفتند. اثر انگشت و جزئیات افراد خانواده، محل سکونت زندانی وافراد درجه یک خانواده. بعد ما را رها کردند.

 

الان وضعیت جسمانی تان چگونه است؟

تحت درمان هستم. دنده های سمت راستم شکسته و همینطوردندان هایم. گوش چپم دچار افت شنوایی شده ولی درمجموع خوب هستم. زنده ام.

 

آیا باز هم به تظاهرات خواهید رفت؟

معلوم است؛ دارم خودم را برای سه مراسم آماده می کنم. اول چهلم نداآقا سلطان. دوم مراسم تنفیذ آقای رییس جمهور وسوم تحلیف او.


برای خواندن خبرهای جدیدتر کلیک کنید
  • میلاد
    Jul 29th, 2009 در 21:48 | #1

    احسنت

  • mn
    Jul 30th, 2009 در 06:46 | #2

    یه روز خلاصه خلاص میشیم!

  • کریمی
    Jul 30th, 2009 در 07:50 | #3

    آیا باز هم به تظاهرات خواهید رفت؟

    معلوم است؛ دارم خودم را برای سه مراسم آماده می کنم. اول چهلم نداآقا سلطان. دوم مراسم تنفیذ آقای رییس جمهور وسوم تحلیف او.

    درود بر شما
    فکر می کردم همه تان بعد از آزادی کاری نمیکنید اما حالا خیالم راحت شد فهمیدم این شماها هستید که به جرات بهتان می توان گفت “سرباز امام زمان”
    امام زمان پشت پناهتان

  • ترانه
    Jul 30th, 2009 در 12:36 | #4

    واقعا متاسفم واسه خودمون كه كشور عزيزمون افتاده دست يه سري حيوونه كثيف…

  • زنگ مقاومت
    Jul 30th, 2009 در 13:45 | #5

    یادم به خاطراتی افتاد که اسرای ایرانی در بند رژیم صدام تعریف میکردند. یادم افتاد به اسرای کربلا و خرابه شام که همین بیشرفها باذکر آنها در منابر و مساجد و تکایا از قبل آن زندگی میگذراندند . یادم افتاد به اینکه بعد از واقعه کربلا یزید به شمر پرخاش میکند که من دستور کشتن به تو نداده بودم (ومیگویند وقتی شمر به حکومت ری نرسید زار زار میگریست :ه چه کسانی را کشته و هیچ چیز هم عاید او نشده) اما دریغ که همان اندک انصاف یزید هم در وجود این بد تر از شمر وجود ندارد . وباز هم نیرنگبازی میکند.آیا این کلمه غیر استاندارد هم از همان مقولاتی است که نباید بزبان آورد. (بادا که زبانت نیز همانند دستت شود ). در دروغگویی ونیرنگ دست تمام دیکتاتورهای دنیا را از پشت بست های که فرمانده پلیس منصوبی تو جنایت میکند و بجای آنکه زندگی این جنایتکاران را تعطیل کنی باز هم با یاری شیطان و به نیابت از او قصد فریب داری و دستور تعطیلی زندان به بهانه غیر استاندارد میدهی . حجاج ابن یوسف با آنهمه قساوت در جاهایی مروت داشت که تو از او هم پست تر و حیوان تری.

  • DIDAR
    Jul 30th, 2009 در 14:34 | #6

    دروغ که حناق نیست تا گلوی آدمو بگیره .هرچند وبال اون طرف هست…

  • نیکو
    Aug 1st, 2009 در 03:37 | #7

    آفرین بر تو ، به امید آزادی

  • rock
    Aug 1st, 2009 در 04:52 | #8

    ماشا الله به شما با غیرت ها و خاک بر سر امسال من که روز جزا حسابمان به خداست که چرا دیدیم و شنیدیم و دم نزدیم

  • Maahaan
    Aug 2nd, 2009 در 06:16 | #9

    به جرات میگم ! رفتاری که این سیستم کثیف با مردم خودش انجام میده هیچ رژیم اشغالگری با کشور تحت اشغالش انجام نمیده حتی آلمانها با لهستانیها و فرانسویها با الجزایری ها این کار ها رو نمیکردن ! به امید صبح

    ایران سربلند - پاینده باشید

  • ایرانی
    Aug 2nd, 2009 در 23:05 | #10

    متاسفم برای تمام رنجهایی که به خاطر تمام ملت ایران کشیدی بدون اغراق بگم هردفعه که یکی از این خاطرات رامیخونم اشکم بی اختیارمیریزه برای تو وتمام آزادشدگان و تمام اونهایی که هنوز توی دام اینها هستند اول آرزوی سلامت وبعدآرزوی پیروزی دارم

  • رها
    Aug 2nd, 2009 در 23:33 | #11

    به اون کسی که گفت این حرفا دروغ می گم که برات و برای شعورت متاسفم همکار خود بنده هم در کهریزک بود و همین چیزا را تعریف می کرد دروغ شمایید و اون کسی که حتی از آوردن اسمش بدم میاد فقط اینکه مطمئن باش در گناه اون ………..شریکید و باید جواب خون این بی گناهان را بدی

  • sara
    Aug 3rd, 2009 در 00:34 | #12

    به شما افتخار می کنیم و همراهتونیمو تا آزادی. زنده باذ آزادی

  • ایرانی 2
    Aug 3rd, 2009 در 03:25 | #13

    دیدارجان خاک عالم برسرت کنند دیدار به قیمت

  • ایرانی 2
    Aug 3rd, 2009 در 03:26 | #14

    ای وای ببخشید منظورم قیامت بود قربونم بری

  • mahsa
    Aug 6th, 2009 در 13:34 | #15

    اگر اینایی که خوندم حقیقت داشته باشن دیگه نمیدونم فرق حیوان و انسان چیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  • lili
    Aug 8th, 2009 در 00:45 | #16

    هيچ خون به ناحق ريخته اي پايمال نميشود. اين خونها روزي گلوي ظلم و ستم را خواهد فشرد. نزديك است انشالله. يا صاحب الزمان ادركني.

  • سمانه
    Aug 9th, 2009 در 00:02 | #17

    خنديديم
    خيلي وقت بود نخنديده بودم
    احيانا شما جديدا كتاب خاطرات عزت شاهي را مطالعه نكرده بوديد؟؟؟؟

  • حرف حساب
    Aug 9th, 2009 در 12:51 | #18

    جالبه اين حكومت از جهات بسياري شبيه حكومت طالبان است 1: هر دو براي از ميان برداشتن كمونيسم توسط دولتهاي بزرك به وجود امدند و الحق در اين كار موفق بودند 2- از ميان بردن هويت ملي با از ميان بردن اثار باستاني و جشنهاي ملي 3- خشكاندن شادي و ايجاد ماتم و غم در مردم و 4- هر دو توسط دولتهاي بوجود اورنده خود از ميان رفتند و خواهند رفت

  • azad
    Aug 9th, 2009 در 13:13 | #19

    خطاب به سمانه: به بدبختی و نفهمی خودت بخند.
    خطاب به همه بیوجدانها: دنیا سرای رفتن است.

  • tatra
    Aug 9th, 2009 در 23:08 | #20

    کشور ما فقط اسمش اسلامی

  • سید
    Aug 10th, 2009 در 02:39 | #21

    آخ چقدر من حال می کنم که یکی از شما خائنین تو خیابانها می کشند و خون کثیفتون روی آسفالت می ریزه دم این مملکت گرم که به شما طالبان که در لباس میش وارد صحنه انتخابات شدید رحم نمی کنند

  • سید
    Aug 10th, 2009 در 02:44 | #22

    غیرت رو مردانگی رو از احمدی نژاد باید یاد بگیرید نه از اون موسوی ترسو که موقع مناظره با یک تشر احمدی نژاد زبون بند اومده بود و به چیز چیز کردن اوفتاده بود احمدی نژاد در طول چهار سال تمام استانهای کشور را دو بار سفر کرده یعنی 60 بار مسافرت و 60 بار سخنرانی در بین مردم ولی در هیچ کدام از این مسافرتها یک بار هم سوتی نداده ولی همین موسوی در به داغون شما که غیافش مثل افراد سکته زده می مونه در یک مناظره 90 دقیقه ای 17 بار طپق زد و سوتی داد حالا بازم از این سکته زده که یه طرف مخش هم از کار افتاده حمایت کنین

  • ارمان
    Aug 10th, 2009 در 03:18 | #23

    بی غیرتها مزدورها و احمق که از این حکومت حمایت میکنند نظر ندن خدا همیشه طرف حقه و شیطان صفتها بزودی نابودن

  • کوروش
    Aug 10th, 2009 در 04:35 | #24

    سید عزیز اولا طپق غلطه تپق درسته…… ثانیا تو از کدوم سیدها هستی همونایی که وقتی اعراب زن ندیده به ایران حمله کردند و حاصل شب خوابی وتجاوزاشون رو برای اینکه ضایع نشده سید نامیدند…. ثالثا خاک به اون سر بیشعورت کنند که احمدی نژاد رو آدم فرض کردی و تمدن چند هزارسالتو دادی به دست اون.

  • سامان
    Aug 10th, 2009 در 08:24 | #25

    دمت گرم سید جواب این نادانها همین بود که گفتی ادامه بده تا حق رو بعضی ها بیشتر بشناسند

  • دل خونین
    Aug 12th, 2009 در 01:36 | #26

    عد ه ای به دلیل ضعف درونی به دنبال زور هستند و هر انسان زورمداری را مطابق حق می دانند عربها می گویند الحق لمن غلب حق با کسی است که غلبه دارد و امام رحمت الله علیه می فرمود اینها سینه زن هستن هر بیرقی علم شد پای آن سینه می زنند شناخت حق از باطل فقط بصیرت می خواهد و اگر خیلی امور برای عده ای مشتبه شد رجوع کنند به قر آن و بعد قضاوت کنند و همه ما مسئول هستیم
    و باید ظلم تشخیص و ریش کن کنیم.

  • شیر و خورشید
    Aug 12th, 2009 در 08:10 | #27

    سید تازی:
    خفه شو خائن بیشرم…احمدی نژاد موقعی که می خواد سفر استانی بره پوشک می پوشه و از قرصهای مخصوص استفاده می کنه.
    ولی موسوی از هیچ کدوم اینا تا حالا استفاده نکرده…
    خائن هم تو تازی پرست کوردل احمق هستی…نه جوانان دلیر ایران و موسوی که برای آزادی ایران از وحشتناک ترین شکنجه ها هم نمی هراسند…

    سمانه تازی:
    اینجا محل معرفی کتاب نیست،از روی باد معده حرف نزن،ما مثل خودت نیستیم که با دیدن چهار تا کتاب و چهار تا مجهول الهویه به اسم فرماسونر تو دروغ نیوز خر شیم…
    احمق مگه نمی بینی در سیاهچالها جلادان لبنانی خامنه ای به خواهرانت تجاوز می کنند؟
    دست از تازی پرستی و وطن فروشی بردار و به هموطنات ملحق شو،در غیر اینصورت مطمئن باش اگه رژیم برگرده اولین نفری هستی که باید تو کاباره برقصی…

  • فرانك
    Aug 18th, 2009 در 17:00 | #28

    واقعا” گريه ام ميگيره
    ميدونين از چي؟
    از كامنت يك سري آدم خرفت و نادون كه مثل احمدي نژاد از اختلالات رواني رنج ميبرن, هيچوقت هم توجيه نميشن!
    حتما” بايد لباس زيرشون و در بيارن و بدن پاره پاره شده شونو به شما خرفتها نشون بدن تا وجدان هميشه خاموشتون بيدار شه؟؟؟!

  • مریم
    Aug 19th, 2009 در 02:14 | #29

    دوستان خوب و صبورم
    نگذارید این به اصطلاح طرفداران انتری نژاد شما رو عصبی کنن. طرفداراش هم همه مثل خودش هستند…
    اتقاقا اینها بیان کامنت بدن بهتره، ماهیت خودشون رو برملا میکنن
    حقیری که درک نکرده لرزش صدای میر حسین ما از شدت شک و ماتم اینهمه ظلم و دروغ و قدرت پرستی و روانپریشی در سیستم سیاسی ایران است و یا هنوز درک نکرده که چیز برتر از ناچیز است بگذارید بماند تا در جهالت خودش کرم بیاندازد

  • ميربازنده
    Aug 19th, 2009 در 09:06 | #30

    بينهايت + چيز مير بازنده
    ملت چيز ايران سلام
    از همين چيز به همه شما چيز مي كنم ، گوگولي هاي چيز من ، اين قدر به طرفداراي چيز ، چيز نگيد ، آخه دلم چيز مي شه ، حيفتون نمي ياد ، شما چيزيد ، چيز بخورتون ، چيز طلاها ، راستي چيزا من امروز يك چيز كشيدم ، يك چيز به سبك امپرچيزيون ، خيلي چيزه ، بابا من بيست سال ديگه چيز مي گردم ، تا آن چيز آماده باشيد ، حرفهاي چيز چيز نزنيد ، دهنتون اوف مي شه ، به جاي اين حرفا بريزيد تو چيز ، چيز كنيد ، چيز نزديكه ، چيز مشروعيت نداره ، گوگولي هاي من حتماٌ شبها چيز بزنيد بخوابيد ، راستي قبلش بريد دستشويي چيزتون را بكنيد و بعد بريد بخوابيد ، واي كه چقدر شما چيزيد .
    راستي دختر خانم ها ، وقتي مي خواهيد بريد تو چيز ، شلوغ كنيد حتماً قبل و بعدش بريد چيز قانوني ، براي چيز سبز لازم است . من ديگه حرف چيز ديگه اي ندارم مي خوام بخوابم ، من من من

  • سبزك
    Aug 19th, 2009 در 09:13 | #31

    فرانك خانوم حرفهاي بد بد نزن ، لباس زير در بيارن نشون بدن در شأن يك خانوم نيست ها ، آدم يك جوري مي شه
    برا راه سبز لازم باشه مطمئن باش در مي يارن ، مهم اينكه موسوي بخواد ، در بيارم خوبش هم مي يارم فقط كافيه موسوي بخواهد ، البته با اجازه فرانك خانوم

  • علی
    Aug 25th, 2009 در 04:30 | #32

    مردم شما رو به حق خون شهدامون قسم به زجری که این زندانی ها کشیدن قسم سکوت نکنید ساکت نشینید تکبیر ها رو دوباره را بندازید با اسپری رو در و دیوار بنویسید دعای فرج زیاد بخونید ونترسید تا این حکومت به یاری خدا برچیده بشه

  • رزمنده دفاع مقدس
    Sep 3rd, 2009 در 06:51 | #33

    بنام خدا خمینی(س)
    شما انتقام از جریان فکری را پس میدهید که سالهاست به دنبال روزنه ای برای انتقام از امام(س) و خطر فکری آن است!پر واضح شما به کسی رای داده اید و دنبال کسی هستید که علمدار و پیشقراول خط فکری امام سلام الله علیه یعنی میرحسین موسوی است! برای درک این موضوع توجه شما را به مطالعه این وبلاگ تا آخر و سپس مقاله بعدی که بسیار مهم است جلب میکنم تا بدانید آنچه که امروز شاهد آن هستیم فقط و فقط بعلت خلع وجودی امام راحل و فکری اوست و بس!
    http://emam5768.persianblog.ir/

  • mahdisa
    Apr 8th, 2010 در 14:06 | #34

    DAR JAVAB AGHAYE SEYED
    MA SHAHID DADIM KE NAMOS EMON HEFZ BESHE ONVAGHT KHODI…….

  • Jun 24th, 2010 در 06:26 | #35

    به امید آزادی

  • محسن
    Jun 27th, 2010 در 04:55 | #36

    مرگ بر اسلام_مرگ برمبلغ دین_مرگ براخوندیسم_مرگ برخامنه ای_
    تا وقتی اعتقادات غلط مردم عوض نشه هیچ تغییری درکارنیست. نفرین ابدی برسلمان فارسی وطن فروش که این سوسمارخورهارو به این مملکت اورد.
    درودبر میراثداران کوروش کبیروزرتشت. درودبرجمهوری ایرانی

نظر شما چیست ؟





آخرین کلمات جستجو شده در اینترنت :
تالار گفتگو - هفت تیر - آپلود عکس زن و مرد لخت در حمام - سکس سکسی کلیپ فیلم عکس دختر پسر فیلتر شکن sex sexy پارتی خصوصی دختر